تبليغاتX
دیوار سنگی

سلام به همه دوستای گلم

خوبین ؟؟؟ خوشین ؟؟؟ سلامتین ؟؟؟؟ خوش میگذره ؟؟؟

نزن ...نزن ... جون من نزن می گم ...

خوب نتونستم ... بابا به خدا نتونستم آپ کنم

ببخش دیگه .... خواهش می کنم ببخش دیگه ...

بخشیدی ؟؟؟؟؟   مرررررسی

................................................................................................................................... 

وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست

به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟؟

هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم
تو نمی فهمی اندوه مرا
چه بگویم به تو ای رفنه زدست
شدم از مستی چشمان تو مست
شده ام سنگ پرست
مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست
تو نمی فهمی اندوه مرا




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 18:28 توسط :: آرش ::

 

 

    نکته اول: 

سال هشتادو هشت بنابر یک سنت قدیمی سال گاو است

نکته دوم

  خصلت معتبر گاو بی خیالی است

نکته سوم

   امیدواریم سال گاوتان سال بی خیالی نباشد

نکته چهارم

   امیدواریم سالتام به کلی چیزی از گاو به ارث نبرده باشد

نکته پنجم

   البته گاو خصلت های خوبی هم دارد

نکته ششم

  البته خوبی هایش هم چنگی به دل نمی زنند

نکته هفتم

  به هر حال سال نویتان مبارک

 مبارک

سلام به همه دوستای گلم

امیدوارم حال همتون خوب باشه

سال نو رو به همتون تبریک میگم

و یه عذر خواهی بزرگ به همه به خاطر این که

خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم ولی بالاخره تصمیم به آپ سال نو گرفتم

همتونو دوست دارم

اگه نظرم بدین ثواب داره دل یه جوون شاد میشه

سعی میکنم از این به بعد زود به زود آپ کنم

 

 سلام حافظ




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 15:19 توسط :: آرش ::

چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاس یه زخم همیشگی رو به قلبت

هدیه داد زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو به دیوار کسی تکیه بدی که شاید زیر آوار غرورش همه وجودت له شه

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز **سلام** نمی تونی

بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه

که چقدر دوسش داری

چقدر سخته یه شب که تا صبح با همین یه هو از خواب بیدارشی و ببینی کسی که دوسش داری فقط

توی خواب با تو بوده

چقدر سخته یه روزی که تصمیم گرفتی همه چی رو بهش بگی وقتی می بینیش همه چی از ذهنت پاک

شه و به جز سلام هیچی بهش نگی

کی میتونه این همه سختی رو تحمل کنه ؟

بیاید واسه همه اونایی که دارن این سختیو می کشن دعا کنیم

دعا کنیم خدامون به اونا صبر بده که بتونن این سختیا رو تحمل کنن

با همه این سختیا زندگی همچنان ادامه داره

به امید زندگی

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:35 توسط :: آرش ::

سلام 

از این به بعد می خوام بنویسم٬ واسه دل خودم ٬ دیگه نمی خوام شعار بدم. 

 دیگه خسته شدم از این تکرار از این  الکی  بودنه از این پوچیه  از این  که همه  به آدم دروغ  میگن خدایا این همه آدم روی زمین چیکار می کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                                                               چرا خود کشی گناهه ؟                                                                                                         اگه یه نفر بخواد از این دنیای کثیف پاشو بیرون بذاره  مگه چی می شه؟ اگه یه نفر از از آدمای دورو برش شکایت داشته باشه باید به کی بگه؟

من خسته شدم از همه چی ٬ دوست دارم برم ٬ نمی دونم کجا ولی خیلی دوست  دارم که دیگه  تو این دنیایه تکراری نباشم کاش من جایه علیرضا بودم  علیرضا یکی از دوستام بود که چند هفته  پیش رفت!!!  گاهی اوقات به اون حسودیم میشه که چرا اون باید از این دنیایه پوچ خلاص شه  و من بمونمو این آدما رو تحمل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  آره شاید لیاقت ندارم !  یا شاید باید بمونمو عذاب بکشم شاید همون خدایی که هر وقت  مشکل داریم به  یادش می افتیم  خواسته تا حالا فکر  کردین   که هر وقت التماس دعا داریم یاد خدامون می افتیم  چرا هیچ وقت به یاد خدا نیستیم چرا یادمون رفته کی بودیم و چی بودیم  چرا  به  این فکر نمی کنیم که کی ما رو  خلق  کرده بیاین یه لحظه به خودمون  بیایم  بیاین یه لحظه  به گردش زمین فکر کنیم به این که زمینی که با این سرعت داره  دور خودش می گرده واسه یه ثانیه بزنه رو ترمز اون وقت فکر کنین چی می شه آره همه چی زیر و رو می شه و اون وقطه که یاد خدا می افتیم . 

چرا این آدما این طورین :

کسی رو که واسش میمیری اصلاْ آدم  حسابت نمی کنه و کسی که همیشه دوستت  داشته  هیچ وقت نمیبینی!! آره توی دنیایه ما این رسم  شده که هر  وقت کسی رو از دست  دادیم  بعداْ می فهمیم که آره بابا یه این طور کسی هم وجود داشته ولی اون وقت هرچی تو سر خودمون بزنیم دیگه فایده نداره کسی که رفت دیگه بر نمی گرده

کاش می دونستم این همه فکر  از کجا میان تو ذهن من, ولی نمی دونم,  نمی دونم  چی ا ز جونم می خوان که عین خوره به جونم می افتن   و دست  از سرم  بر نمی دارن.  این همه آدم که  هیچ کدوم زبون همدیگر رو نمی فهمن و هر کدوم ساز خودشونو می زنن, هر کدوم تو یه فکرن  و تک تکشون  کلی عقاید و افکار عجیب و غریب واسه خودشون دارن دیوونه کننده است.

بعضیاشون افسرده و غمگین و بعضی  ها هم شاد  و  پر انرژی  هستند  و  از  فرصتای زندگیشون درست استفاده می کنن.

بعضیاشون یادشون می ره که مادر و پدرشون کیه ٬ مادری که با خون دل  بزرگش کرده و پدری که صبح تا شب عرق ریخته تا اون تو آرامش  باشه  تا  نی نی کوچولوشون شبا راحت  بخوابه   ولی نمی دونن این نینی کوچولویه بی معرفت یه روزی  بزرگ میشه  و یادش  میره کی  بوده اون  وقته  که همون پدر و مادرو میبره یه جایی که همه ازش بدشون میاد جایی که پیره مردا و پیره زنا رو می برن  اونجا  و تا روز آخر عمر باید چشمشون  به  در اتاق  خشک  شه  که  همون  نی نی  کوچولو شون  که  حالا  بزرگ  شده بیاد و دستشونو بگیره و ببره ٬ در حالی که می دونن این فکر ها همش خیاله خامه البته خیال که چی بگم اینه دیگه واسه اون پدر و مادر پیر تبدیل به رویا می شه!!!!!!!!!

 بعضیا هر روز صبح تصمیم می گیرن آدم شن ولی نمیشه  و بعضی ها هم تصمیم برای اصلاح شدنشون رو به شنبه موکول می کنن و بعضی ها هم که خیلی  خودشونو  تحویل می گیرن و  فکر می  کنن  البته فقط فکر می کنن که خیلی آدمن ولی در اکثر موارد درجه  آدمیتشون از اون دو گروه قبلی خیلی پایین تره و  بعضی  ها  هم  که   دیگه کلاْ  از  خودشون  قطع امید کردن و یه  گوشه  نشستن  و انتظار  ازرائیل  رو می کشن.(امید وارم هیچ کدومتون هیچ وقت جزء این گروه نباشید)

 به بعضی ها کمک می کنی و در حقت نامردی می کنن, بعضی ها رو تحویل نمی گیری و برات میمیرن و برای بعضی  ها میمیری  و اونا بهت  می خندن  و بعضی ها هم  هیچ وقت نمی  فهمن  چقدر دوسشون داری!!!   

 بعضی ها دارن میمیرن و به هزار در می زنن تا دو روز دیگه هم زنده بمونن و بعضی  ها هم شب  و روز از خدا مرگشون رو میخوان و 120 سال عمر می کنن.

 بعضیا فرصت دارن و ازش استفاده نمی کنن و بعضیا هم با کلی سر و کله زدن از خدا یه فرصت می گیرن و وقتی دو روز میگذره یادشون میره ازش استفاده کنن.

و یه دیوونه ای هم مثل  من میشینه  فکر میکنه  که اینا چرا  اینجوری  رفتار میکنن  و خدا می دونه  آخر و عاقبتش چی میشه.آخه بگو این چیزا به تو چه ربطی داره بچه جون؟!

 

خدایا این همه مثلا آدم رو چه طوری تحمل میکنی؟!!!




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:39 توسط :: آرش ::

بين كسي كه عاشق شده است و كسي كه تنها شخصي را دوست دارد تفاوتهايي وجود دارد نكات زير كمك مي كند تا اين تفاوتها را درك كنيم :
1- هنگام ديدن كسي كه عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد اما هنگاميكه كسي كه را دوست داريد مي بينيد احساس سرور و خوشحالي مي كنيد .
2- هنگاميكه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليكن هنگامي كه كسي را دوست داريد زمستان فصلي زيباست .
3- وقتي به كسي كه عاشقش هستيد نگاه مي كنيد خجالت مي كشيد و ليكن هنگامي كه به كسي كه دوستش داريد نگاه مي كنيد لبخند خواهيد زد .
4- هنگاميكه در كنار معشوقه خود هستيد نمي توانيد آنچه را كه در ذهن خود داريد بيان كنيد ولي در مورد كسي كه دوستش داريد شما توانايي آنرا خواهيد داشت .
5- در مواجه شدن با كسي كه عاشقش هستيد خجالتمي كشد و حتي دست و پاي خود را گم مي كنيد اما در مورد كسي كه دوستش داريد راحت تر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت .
6- شما نمي توانيد به چشمان كسي كه عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه كنيد اما مي توانيد در حالي كه خنده اي بر لب داريد مدتها به چشمان كسي كه دوستش داريد نگاه كنيد .
7- وقتي معشوقه شما گريه مي كند شما نيز گريه خواهيد كرد اما در مورد كسي كه دوستش داريد سعي بر آرام كردن او خواهيد داشت .
8- احساس عاشق بودن و درك آن از طريق ديدن است اما دوست داشتن از طريق شنوايي و صحبت كردن است .
9- شما مي توانيد يك رابطه دوستي را پايان دهيد اما هرگز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا كه حتي اگر اين كار را بكنيد عشق همچون قطره اي در قلب شما و براي هميشه خواهد ماند .




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:41 توسط :: آرش ::

سلام دوستای گلم

یه چی بگم

چند نفر واسم کامنت گذاشتن که من از وب اونا تقلید میکنم مخصوصا راجع به آپ آخرم

من با پیشنهاد یکی از دوستام این کارو کردم

والان هم بعضی از دوستای گلم از من انتقاد کردم

وحالا اگه یه نفر دیگه بگه این پستو حذفش کنم منم حذفش می کنم

بای

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 11:43 توسط :: آرش ::

سلام به همه دوستای گلم

امروز با اجازتون می خوام در مورد خودم بگم

اجازه هست

نمیدونم از کجا شروع کنم

اول چیزایی که دوست دارم  :

۱- آدمای دور و برم : افشین جون ٬ حسین ٬ حمید ٬ مرتضی ٬ مصطفی ٬ علی  .

۲-خوردنیا : قهوه ٬ کاپوچینو ٬ پیتزا کلاسیک ٬ قرمه سبزی .

۳- اشیا : عشق کامپیوترم ٬ اسپیکر (۱۱۰۰۰وات) ٬ عینکم ٬  .

۴-نویسنده و شاعر : دکتر دیوید برنز ٬ آلفرد هیچکاک ٬ فئودور داستایفسکی ٬ مریم حیدر زاده ٬

یوهان ولفگانگ فون گوته ٬ نیما یوشیج ..

۶- اسم ها :

پسرونه : آرش (به خاطر بزرگیش )

دخترونه : ساناز (به خاطر بی همتا بودنش  چون ساناز یعنی بی همتا)

حالا چیزایی که بدم میاد :

۱- آدمای دور و برم : ................................................. نگم بهتره

۲- خوردنیا : آبگوشت ٬ خورشت بادمجون و بامیه و همه خورشتا به جز قیمه و قرمه ٬ انجیر ٬ پیتزا قاچ .

۳- اشیا : چاقو

۴نویسنده و شاعر : فروغ فرخزاد  ٬ فریدون مشیری .

۶- اسم ها :

پسرونه  : چنگیز ویزویز

دخترونه : بدری

بای تا آپ بعدی




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 19:31 توسط :: آرش ::

پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
-
پنج وارونه چه معنا دارد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 22:59 توسط :: آرش ::

من بشکنم ٬ برنجم ٬ فدای تار موهات

مهم تویی نرنجی ٬ برس به آرزو هات




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 17:7 توسط :: آرش ::

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

يادمان باشد ، سر سجاده عشق

جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

عشق يعني يك تمنا ، يك نياز

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ملتهب از يك نگاه

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق

گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ..."پس بمان

تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن

از برايش قلب خود تقديم كن




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:55 توسط :: آرش ::

 

در صورتی که هر یک از تصاویر باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده وگزینه

show picture را انتخاب نمایید




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 0:12 توسط :: آرش ::

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

 بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

 گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

 گفتي   بايد  بروم   حوصله   اي    نيست

 پرواز عجب  عادت خوبيست ولي  حيف

 رفتي تو  و ديگر اثر از   چلچله  اي نيست

 گفتي  كه   كمي فكر   خودم  باشم و  آن  وقت

 جز عشق  تو  در  خاطر  من   مشغله اي     نيست

 رفتي    تو    خدا     پشت      و  پناهت     به     سلامت

 بگذار        بسوزد       دل     من      مسئله   ا ي       نيست

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:31 توسط :: آرش ::

دست گذاشتم رو یکی ...

دست گذاشتم رو یکی که یک فشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن ، یا شاعرن یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار می زنن
یا که مجنون می شنو تو کوچه ها جار می زنن
دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست
سر بودم از خیلیا و لایقم نمی دونست
دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن
همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن
دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسایمون پیش قدش یه سوزنه
دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله
کمترین شعری که تو می شنوی از اون غزله
دست گذلشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشن ، دیوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادین
همه جورشو داره ، هم عجیبن ، هم عادین
دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده نه سیاه
ظاهرش گندمیه ، به چشمم اما کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه
سرنوشت هر کسی که می خواد اونو ، باختنه
دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
من تو پاییزم و اون اهل یه جا ، تو بهاره
دست گذاشتم رو یکی که شعرمو گوش می کنه
آخرین بیت و می خونه و فراموش می کنه
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون ، قایقشه
انقدر دوسش دارن ، هر کی خوبه ، عاشقشه
دست گذاشتن رو یکی که خندشم نفس داره
تو تمام نقشه های خوب دنیا دس داره
دست گذاشتم رو یکی که دست گذاشته رو همه
ولی هر کسی رو که تو نشون بدی ، می گه کمه
دست گذاشتم رو یکی ، ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها
دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره
اینا رو دلم می گه ، می گه و بعدش می میره
دست گذاشتن رو کسی آسونه اما ساده نیست
توی اینجور بازیا ، خوب همیشه اراده نیست
می نویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم
ولی نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم
دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
تا مث تو قصه ها ، از یادم اونو ببرم
ولی دست ، عاقلتر مونده روی همین

چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الکی

 

 

 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:26 توسط :: آرش ::




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 20:41 توسط :: آرش ::

به یه نی نی می گن عشق یعنی چی میگه :

یعنی بزالی اونم از پفکت بخوره اما فقط دو تا دونه

نظر شما در مورد عشق چیه لطفا برام در این مورد نظر بزارین ممنوووووووووووووووون 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:51 توسط :: آرش ::

غروب كوچه هاي بي قراري
حضور روشني را از تو مي خواست
تو يك آن آمدي اين روشني را
بروي كوچه پاشيدي و رفتي
كنار من نشتي تا سپيده
ولي چشمان تو جاي دگر بود
و من مي دانم آن شب تا سحرگاه
نگارن را پرستيدي و رفتي
نمي دانم چه مي گويند گل ها
خدا مي داند و نيلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا هميشه
تو از اين شهر كوچيدي و رفتي
جنون در امتداد كوچه عشق
مرا تا آسمان با خودش برد
و تو در آخرين بن بست اين راه
مرا ديوانه ناميدي و رفتي
شبي گفتي نداري دوست من را
نمي داني كه من ن شب چه كردم
خوشا بر حال آن چشمي كه آن را
به زيبايي پسنديدي و رفتي
هواي آسمان ديده ابريست
پر از تنهايي نمناك هجرت
تو تا بيراهه هاي بي قراري
دل من را كشانيدي و رفتي
پريشان كردي و شيدا نمودي
تمام جاده هاي شعر من را
رها كردي شكستي خرد گشتم
تو پايان مرا ديدي و رفتي




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:42 توسط :: آرش ::

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست

من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم!

قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...

آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...

خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند

یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!

برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!

از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....

محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم

وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی



دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...

اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون....

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...

اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:14 توسط :: آرش ::

 
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه


گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو

=======================

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

=======================

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

=======================

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

=======================

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

=======================

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

=======================

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه

=======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

=======================

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

=======================

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

======================

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

======================

عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود

======================

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

=====================

غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

=====================

زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!

=====================

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
 
............................................................................................................................
 
عشق را دوسیت دارم
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------
شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!
 
.........................................................................................................................
 
                    نامه ی یک مرد برای همسرش :
براي همه لحظات جادويي متشكرم !



متشكرم

براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.

براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.

براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.

براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.

براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.

براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.

براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.

براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.

براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.

براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.

براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"

براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.

براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.

براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.

براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.

براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.

براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.



به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :

لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "

آغوش من هميشه براي تو باز است.

هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.

هميشه پشتيبانت هستم.

من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.

فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.

مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.

من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.

در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.

هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.

همين الان در فكر تو هستم.

تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.

من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.

هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:1 توسط :: آرش ::

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ......

ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام

كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت

هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من

نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من

جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه

كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم

برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو

صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي

مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت

دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم

حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي

خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:0 توسط :: آرش ::

منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم.

 نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد

گناهم را نميدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا اين گونه آزردن، خدا را خوش نمي‌آيد، مرا از غم رهايم کن، جوابي ده مرا يارا که اين سان بودن و مردن، خدا را خوش نمي‌آيد، بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نمي‌آيد، دلي پر درد و آه دارم، که آن را غرور من بها دار زير پا بردن خدا را خوش نمي‌آيد...

بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان...

پاكت، ماه شبهاي دلم بود، ديگه قصه اي ندارم، چون حالا من تو رو دارم./ واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب و روزم باشه، اشكالي نداره، بذار از عشقت بسوزم./

 اگر روزي خواستي بگي دوستت ندارم . آرام آرام بكو تا آهسته آهسته بميرم 

بقیه مطلب در ادامه مطلب (نبینی ضرر کردی) 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 19:39 توسط :: آرش ::

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر

صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن

تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با

يك ببخشيد تمام ميشود ...




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 19:36 توسط :: آرش ::

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگرجواني عاشق شد چه کند؟ من هم

زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير

نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با

بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور

مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته

سنگ جواني را مرده يافتم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 12:33 توسط :: آرش ::